صفحه اصلي زندگي نامه وصيت نامه پرسش و پاسخ صوت و تصوير گزارش تصويري لينكستان ارتباط با ما درباره ما

مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْخالِقُ وَاَ نَا الْمَخْلُوقُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ اِلا الْخالِقُ مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَظيمُ وَاَ نَا الْحَقيرُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْحَقيرَ اِلا الْعَظيمُ مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْقَوِىُّ وَاَ نَا الضَّعيفُ وَهَلْ يَرْحَمُ الضَّعيفَ اِلا الْقَوِىُّ    ترجمه : مولاى من اى مولاى من تويى آفريدگار و منم آفريده و آيا رحم کند بر آفريده جز آفريدگار مولاى من اى مولاى من تويى بزرگ و منم ناچيز و آيا رحم کند بر ناچيز جز بزرگ مولاى من اى مولاى من تويى نيرومند و منم ناتوان و آيا رحم کند بر ناتوان جز نيرومند

قسمت كوتاهي از زندگينامه استاد مهدي دانشمند

بسم الله الرحمن الرحيم

( سخني از ......)

       از زمان دوازده سالگي در مقطع راهنمائي در شهر زيباي اصفهان مشغول به تحصيل بودم که توسط دبير محترم ديني و قرآن تشويق به حوزه علميه شدم .

        در ابتدا ورود به حوزه علميه ذو الفقار با شخصيتي کم نظير و عالمي فرزانه و پدري دلسوز و مهربان آشنا شدم .

        با ديدن چهره مهربانشان چنان شگفت زده شده بودم که هرگز آن خاطره شيرين را فراموش نکرده و نخواهم کرد .

       از  طلبه اي در حياط مدرسه سوال کردم ايشان کيستند ؟ با يك چهره  شاد و مودبانه اي گفت : حضرت آيه الله حاج آقا حسن امامي ( زيد عزه ) .

         جلو رفتم و سلام کردم . مثل هميشه كه لبخند بسيار مليحي بر لب دارند جواب سلامم را دادند .

         نمي دانم چه انقلابي در قلبم رخ داد . ولي خوب مي دانم ان نگاه پدرانه و چهره ملکوتي و دوست داشتني چنان قوت و اراده اي در من احياء فرمود كه از هيچ ( لومة لائمي) و مشکلاتي ( که هميشه سر راه يک طلبه بوده و هست ) نه هراسي داشته باشم و نه از انتخابي كه نموده ام دلسرد و مردٌد.

          با گفتن يك يا علي (ع) پاي در مسير طلبگي نهادم .

            بيش از بيست سال است که با چنين استادي آشنا هستم و هميشه از ايشان کسب فيض نموده ام .

            مدتها بود دوست داشتم به طريقي در حد توانم از زحمات ايشان قدرداني نمايم. تا اين كه در ماه مبارك رجب در سال 1382 در مدينه منوره و مكه معظمه با ايشان همسفر شدم. نمي توانم وصف آن سفر با بركت و بياد ماندني را توصيف کنم .

            منتها همين قدر بگويم: با ايشان در مسجد النبي(ص) قرآن خواندن  و به قبرستان بقيع رفتن و توفيق روضه خصوصي خواندن و گريه هاي استاد را ديدن و دعا هاي جانسوز ايشان را شنيدن و در مكه با ايشان نماز خواندن و طواف و اعمال بجا آوردن چه صفايي دارد .( والله : يدرک ولا يوصف است .)

 

              اميد است خداوند سايه با بركت ايشان را بر سر تمامي طلاب عزيز و من حقير مستدام بدارد و هميشه با صحت و سلامتي و عزت تمام سالهاي متمادي به تربيت طلاب و مردم مشغول باشند . انشاء الله

 

(جانم فداي  استاد )

copyright 2007 mehdi daneshmand
ALL right reserved
Powered by: A . M